|
نهادن یکی سنگ بر مزار نبوغم ....
|
دردای ما انگار تموم نمیشن خوب نمیشن زخمای تشویش ما ....
خیلی خالی شدم از همه چی
وقتی فکر میکنم میبینم آخر انگیزه ها همش پوچه
شرطی شدم سالی یه بار بیام اینجا ۴ تا کلمه بنویسم ۴ نفر هم بیان بگن زیبا بود به ما هم سر بزن
هیچی ..... کلا باید بیخیال همه چی شد ...
زمستون و دوست ندارم
چون بارون میزنه
یادم میاره که همه آرزوهات یه روزی شسته میشن میرن تو جوی آب بعد هم فاضلاب
یادم میاره باید زیرش سرتو خم کنی خودتو جمع کنی .نمیتونی سرتو بالا بگیری و زیرش قدم بزنی
الانم نمیدونم واسه چی دارم اینا رو مینویسم
که چی بشه ؟؟ هیچی
ما رفتیم تا دلتنگی های سال بعد ....
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را ....
چند روزه دلم خیلی تنگه
احساس سرگیجه کنار چند تا دیوار که دائما باهاشون برخورد میکنی
چند روزیه دلم واسه ناصر عبداللهی هم تنگ شده
پنجمین سالگردشه
چقدر آدما غریب میان و میرن
دلم گرفته اما
تنها دل ما دل نیست ...
آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر برای جسدم جایی نیست !!!
به قول یه دوست
وقتی برای هیچ کسی نمیتوانی بخوانی و بنویسی
دانلود با لینک غیر مستقیم
Milade Nahs دانلود با لینک مستقیم
ولی من میگویم ما شدن اول راه منو توست .
میخواهم تو فقط باشی و بس !!!
منو تو یک نفریم ....
-----------------------------------------
با تو ام ای لنگر تسکین!
ای تکان های دل!
ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور . ای منشور!
ای تمام طیف های آفتابی !
ای کبود ارغوانی!
با تو ام ای شور ! ای دلشوره ی شیرین!
با تو ام ای شادی غمگین ! با تو ام ای غم!
غم مبهم ! ای نمیدانم !
هر چه هستی باش ! اما کاش !
نه ! جز اینم آرزویی نیست !
هر چه هستی باش . اما باش !!!
بعد یک سال اومدم تا دوباره برم... هه
یه خواب زمستونی ...

من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری میرسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل میکنی مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
منم اون که تورو داده به مهتاب
کسی که روت و می پوشونه تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست
میخوام یادم بره دست خودم نیست
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
تا مه راه و نپوشونده نگام کن.....


تموم شد ترانه
به پايان رسيدم
اگر گريه كردم
اگر دل بريدم
تموم شد ترانه
قلم را شكستم
به كنجي خزيدم
به ماتم نشستم
نوشتم سكوتو
صدا ميشنيدي
به هر خط شكستم
تو گفتي نديدي
مي تونستي از تب
ترانه بسازي
دلي رو كه بردي
دوباره ببازي
مي تونستي ماهو
به خوابم بياري
رو پيشوني شب
ستاره بذاري
اگر بي اجازه
تو شعرم نشستي
چرا دل بريدي
چرا دل نبستي
تموم شد ترانه
چشات غرق خوابه
سوال من از تو
هنوز بي جوابه
تموم شد ترانه
به پايان رسيدم
اگر گريه كردم
اگر دل بريدم
تموم شد ترانه ....

می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم
با یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی
واسه حس کردن درد هام خیلی خیلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم
تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم
شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود
لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود
مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت
برای او که کاخ ارزوهایم را فرو ریخت.....
